ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
22
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
موصل احضار كند و به شحنگى بغداد و ساير شهرهاى عراق بگمارد و او را در برابر دبيس قرار دهد . سلطان محمود نيز اين پيشنهاد را پذيرفت و برسقى را احضار كرد و وقتى برسقى به خدمتش رسيد ، مادر ملك مسعود را به عقد وى در آورد . آنگاه به شحنگى بغداد منصوب كرد و دستور داد كه چنانچه دبيس متعرض شهرهاى عراق گردد ، به مبارزه با او اقدام نمايد . سلطان محمود ، سپس ، در ماه صفر اين سال ، از بغداد رفت در حالى كه يك سال و هفت ماه و پانزده روز درين شهر اقامت كرده بود . وقتى سلطان محمود از عراق دور شد ، دبيس مجددا سر بلند كرد و حركاتى از خود نشان داد كه خليفه المسترشد باللّه را متاثر ساخت . خليفه از امير آقسنقر برسقى خواست كه به سر وقت دبيس برود و او را از حله براند . آقسنقر نيز رسولى را به موصل گسيل داشت و لشكريان خود را از آنجا احضار كرد و به حله حمله برد . دبيس نيز با سپاهيان خود به مقابله با آنان شتافت . دو لشكر نزديك نهر بشير - در قسمت شرقى فرات - با يك ديگر روبرو شدند و به جنگ پرداختند . درين جنگ قشون آقسنقر برسقى شكست خورد و پا به فرار گذارد . علت شكست آنان اين بود كه آقسنقر در جناح چپ قشون خود كه اميران بكجى بودند ، ضعف و خللى مشاهده كرد . لذا دستور داد كه خيمه و سراپردهء وى را از جائى كه بود فرود آورند و در جناح چپ نصب كنند تا بدين وسيله روحيهء افراد جناح چپ تقويت گردد . ولى اين كار نتيجهء معكوس بخشيد و اميران بكجى وقتى ديدند كه سراپردهء آقسنقر را فرود آوردهاند گمان كردند كه به - قشون او شكست وارد آمده و اين كندن خيمه علامت هزيمت است . بدين جهة همه گريختند ، ساير افراد سپاه هم بدنبال آنها فرار